وارد پنل میشود*
با مشاهده کردن تعداد کامنت های تایید نشده سکته میکند*
@-@ ... دمتون گرم دوستان ...
به سمت ای او میرود و او را از داستان بیرون میکشد*
ای او : ... اممم چی شده؟ " شروع به خوردن آبنبات چوبی میکند*"
آرتمیس : گلوی خود را صاف میکند*

۷ آگوست ... تولد یک دوست عزیزی بود که بیشترتون میشناسین ...
@-@ تولد ای او چان بوددد 💖
کاراکتر اصلی بنده ... ._.♡
البته متاسفانه من تازه الان یادم اومد T^T
ببخشید ای او که دیر تبریک گفتم ...
ای او : میاید حرفی بزند که آرتمیس مانع میشود*
آرتمیس : T^^^T کاراکتر گل گلاب مننن چه بزرگ شدییی
"جعبه کادویی را به ای او میدود و اشکش را با دستمال پاک میکند* "
ای او : اممم 0-0 ... ممنون ^-^

آرتمیس : فین فین T^^^T ای او عزیزکم بزار نصیحتت کنم ..
☆ببین فرزندم ... میدونم که افراد زیادی هستن که ناراحتت کردن و یا قلبت رو شکستن ... اما این رو بدون ... هیچ وقت قرار نیست وقتی به کسی آبنباتی بدی بهت لبخند بزنه یا تشکر کنه ... تو آدم مهربونی هستی و همین بهت صدمه میزنه اما خب T^^^T به رسم سیاره شین برات آرزو میکنم که با قلبت راه درست رو پیدا کنی و هیچ وقت نزاری تاریکی وجودت رو در بر بگیره...☆
( تو سیاره شین در روز تولدها برای فردی که تولدش هست آرزو میکنن ؛-؛)
در کل فرزندممممم تولدت مبارککککککککک *^^^^*💖
ای او : مرسیییی*^* ... فقط این چیه؟ ... "با جعبه کادو ور میرود و در هوا تکانش میدهد* "
آرتمیس : نشکونش... @-@ تو سیاره زمین وقتی تولد یک نفر هست براش یک چیزی میخرن میکنن تو جعبه...
ای او : اوه چه جالب*^^^^^*
آرتمیس : جعبه رو الان باز نکننننییی0---0
ای او : چشم ؛-؛

🍰🍰🍰🍰🍰🍰🍰🍰🍰🍰
🍩🍩🍩🍩🍩🍩🍩🍩🍩🍩
🍪🍪🍪🍪🍪🍪🍪🍪
بیا کیک و شیرینی بخوررر اون کادوت هم وقتی تنها هستی باز کن @-@♡
ای او : چیزه یک اعتراف ..من اصلا یادم نبود که تولدم هست... البته چند روز پیش بود اما بازم یادم نبود ... :-: " با انگشتانش بازی میکند و به اطرافش خیره میشود*"
آرتمیس : ... مهم نیست ...فعلا شاد باشششش " تکه کیکی را به زور در دهن ای او جا میدهد*"
ای او : کیک را به زور خوردن و سرفه کردن*
آرتمیس : لی لی لی *0*
( تولد بچه ام هست درواقع بود ... *0*)
( تولدم کاراکترم رو فراموش کرده بودم هق :-:)