گیجت عزیزم،

تولدت مبارک!

می‌دانم این سخنم در نگاه بعضی از آدمیان عجیب می‌ماند چرا که، آنها بر این باورند تو تنها شخصیتی خیالی هستی که در میان جادوی امپراطوری ذهن‌ها می‌خندی و می‌‌رقصی.

گیجت عزیزم، به آنها توجهی نکن، چرا که تو برایم صاف‌ترین و زلال ترین باوری! 

آنها تنها بر این باورند که اگر رنگی‌ وجود نداشته باشد؛ دنیا خاکستری خواهد بود. آنها حقیقت جادوی گل‌سرخ را نمی‌دانند و مفهوم جادوی باور را نخواهند دانست، چرا که رنگ‌ها از میان آبشار‌های پر‌ طغیان امپراطوری خیال سرچشمه می‌گیرند و در رگ‌های منسوخ شده‌ی دنیای تلخمان رسوخ می‌کنند و رویا را پدید می‌آورند.

گیجت عزیزم می‌دانم که تو بهتر از هر فرد دیگری این باور را قبول داری! 

و می‌دانم تو مفهوم شکفتن گل‌های مرواریدی در هنگام طلوع آفتاب را می‌دانی و بر این عقیده هستی که خار‌ها روزی خواهند شکفت.

آه، گیجت عزیزم آیا تا به حال در کنار رودخانه‌ای نشسته‌ای و به آوازش گوش داده‌ای؟

آواز‌های رودخانه غم غریبی دارند؛ غمی که در قلب شادی رسوخ می‌کند و تو نمی‌دانی که باید شاد باشی یا ناراحت! 

داستان‌هایی که رودخانه زمزمه می‌کند دل‌ربایند و به زودی قلبت را تصاحب خواهند کرد و تو با آن آوا نجوا خواهی کرد.

و من به نجواهایت که حقیقتا زیباترین نغمه‌اند گوش خواهم داد و در دنیایت غرق خواهم شد...

به رسم سیاره‌ی شین آرزویی برایت خواهم کرد: آرزویی از تبار اذهان رنگی‌ام!

گیجت عزیزم، امیدوارم هیچ‌گاه روحت را به تاریکی نفروشی و لبخند بر لب داشته باشی!

گیجت عزیزم، این را بدان که مشتاقم دست در دست هم در دنیای خیالت سفر کنیم!

مرا ببخش، این تنها کادویی‌است که می‌توانم به تو بدهم؛ چرا که من نویسنده نیستم و نمی‌توانم جادوی باورت را همانگونه که بزرگ است، نشان دهم...

گیجت عزیزم، تولد ۱۲۲ سالگی‌ات مبارک...

🎉🄷🄰🄿🄿🅈 🄱🄸🅁🅃🄷🄳🄰🅈 🅖︎🅘︎🅙︎🅔︎🅣︎🎉

+ ^-^