اعترافات اینجانب، Doom، در رابطه با داستان مرگ حتمی

1. کل این داستان یه روز توی مدرسه به ذهنم رسید، حدود دو سال پیش بود

فکر کنم، وقتی معلم انشا گفت درمورد موضوع "آدم فضایی" انشا بنویسید

و من طبق معمول از موضوع خوشم نیومد -.- پارت اول مرگ حتمی رو اون روز

توی کلاس نوشتم. اسم آدم فضایی رو بیشتر از روی اجبار برای بازیکن

گذاشتم که معلممون زیاد عصبانی نشه بگه این چه ربطی به آدم فضایی

داشت؟؟؟ :)

2. هم کلاسی هام خیلی از مرگ حتمی خوششون اومد و شروع کردن

سرم رو خوردن که: اداااااامهههههه شششششش بدهههههه. من هم تا

آخر پارت شیش و چک نویس پارت هفت رو اون سال نوشتم.

3. درست خوندی، گفتم چک نویس. من زیادی حساسم. هر کدوم از پارت های

مرگ حتمی رو ممکنه چندبار بنویسم. زیاد پیش میاد ببینی دستم رو می ذارم

روی دکمۀ دیلیت و.............. همه پاک میشه.

حالا از اول.

4. روی اسم کاراکترهام هم حساسم: معنی اسم، ریشه ش و... رو همیشه

در نظر می گیرم. ولی در رابطه با مرگ حتمی اولین اسم هایی که به ذهنم

رسید برداشتم. اسم هایی ساده...

جادار،

و مطمئن.

5. اصولا باید خودتون متوجه شده باشین، ولی باز یه اشاره ای به این موضوع

می کنم: دو سال می شد که مرگ حتمی رو گذاشته بودم کنار. وقتی یه دفعه

تصمیم گرفتم برگردم سر وقتش، می ترسیدم مبادا همه چیز از یادم رفته

باشه... در کمال تعجب دیدم، حتی ایده های بهتر و جدیدتری سراغم اومده.

6. نظرم درمورد کاراکترهام چیه؟

کاراکتر مورد علاقه م: جک (به گمانم. ممکنه امروز دعوامون بشه حرفم رو

پس بگیرم.)

کاراکتری که ازش متنفرم: لیدیا

کاراکتر رو اعصاب: الکس

کاراکتر کیوت: بئاتریس

کاراکتر باحال ^-^ : جک و راسکال

7. اسم اصلی بازی داستانم Eternal Death هست که ترجمۀ تحت الفظیش

میشه مرگ ابدی، نه مرگ حتمی. نیش قرمز و بقیه هم به همین ترتیب معنای

فارسی و انگلیسی شون یکم متفاوته.

و تامام. کسی نیست بگه به جای نوشتن این تومار چرا نرفتی پارت سیزده

رو بنویسی! .___.